تبليغاتX
حالا تو

haalaato

فریبا یوسفی

haalaato

http://haalaato.blogfa.com

حالا تو

حالا تو - در آستانه ی انتخابات، به غزٍه ...

حالا تو

از خودم خط کشیده ام تا تو / قطره ، من. رود ، راه. دریا ، تو

حالا تو

حالا تو
از خودم خط کشیده ام تا تو / قطره ، من. رود ، راه. دریا ، تو
در آستانه ی انتخابات، به غزٍه ...

حرف می شود كه زد،

راه چاره  پشت چارراه‌ها اگر كه مانده‌است

ــ پشت آن چرا‌غ‌های قرمز هميشگی‌ ـــ

گريه می توان كه كرد،

مثل گريه بر تمام قشرهای مرگ‌ْمند

در تمام نقطه‌های اين زمين گرد

 ــ‌ مثل ضجّه بر      مردمان "غزّه" ــ

يا       گريه بر....

 

حرف می شود كه زد:

حيف ! اين واژه‌ها لال می شوند

                       لحظه‌ی سرودن از شما

حيف !

وزن،  دست و پای ذهن را  به بند می كشد

و هزار حرف گفته می شود به‌جز حرف درد بی‌علاج  مرد!

 

شب نخفته بود مادری كه  همسرش ...

شب نخفته بود كودكی كه  مادرش....

شب  نخفته‌اند....

 

ما برای غزه گريه می كنيم

ما برای كودكان تكه تكه  رو به روی چشم‌های مادران ...

 

وزن، وزنه‌ای‌‌ست

باز می كنم كه دردتان  ....

 

 

... چرخ‌های توليد وطنش را می چرخانْد،

مردی كه

دست‌هايش را كسی نگرفت

و كودكانش پيش چشمش

بارها  مردند

 

... چرخ‌های توليد سرزمينش را می چرخانْد،

مردی كه  پيش چشم كودكانش

دست‌هايش را از دست داد،

در روزهای ماندگار و تلخ هجوم اجناس بيگانه

 

نه حكم تحريم  توتون و تنباكو...

نه دست حمايت ولی ...

نه ....

نه، اين سرزمين

خانه‌ی امنی نيست

به "غزه" می رود

با خانواده‌اش

كه آن‌جا

يك بار بميرد

فقط يك بار...

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:52 توسط فریبا یوسفی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا