گاهی هم میشود تفالی به دفتر خود زد، در روزهای ازدحام کار و دوری از خود...
بیا به ساکتِ تنهایی ام
به هم سخنی
تو از تمام صداها شبیه تر به منی
...
* "گاهی دلم برای خودم تنگ می شود..." محمدعلی بهمنی!!
اگر چشم خود را به نور تو بستم
اگر راه را بر حضور تو بستم
چه بی راهه ها رفتم و گم شدم در بیابان
چه رنجی
چه رنجی
چه رنجی کشیدم.
تو بودی و می دیدی و می کشاندی
مرا با چه شوری به آبادی خود.
رهایم نکردی
از آغوش گرم پناهت جدایم نکردی.
تو با مهربانی غبار از نگاهم زدودی
جهان را تهی کردی از هرچه غیر خودت
در نگاهم
سپس رو به خود
از دلم
یک دریچه گشودی.
من از احتیاجم
به زیبایی اشتیاقت رسیدم
در این راه اما چه رنجی کشیدم.
اگر چشم خود را به نور تو بستم
اگر راه را بر حضور تو بستم
تو با عشق چشم مرا باز کردی
به این کیمیا
در من اعجاز کردی.
28/ مهر/1384
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تولید مرکز موسیقی صدا و سیما در سال۱۳۸۵ / آهنگساز: غفور شیخ/ خواننده : غلام رضا پیروی.
در را ببند و پنجره ها را جواب کن
این ماه را برای شبت انتخاب کن
...
گم کن خودت را در فاصله ی سال ها
برگرد به آن صداقت بی خدشه
با ماهی که تاریکی اتاقت را تسخیر کرده
و دریای دلت را دچار ...
...
خدا
تمامم کن در این کلمات مزاحم
تا با تو شروع کنم
بی هیچ غیر تویی
که ماه
امشب ماه توست
دستم باش امشب بر این حروف جدا از هم
....
