تبليغاتX
حالا تو

haalaato

فریبا یوسفی

haalaato

http://haalaato.blogfa.com

حالا تو

حالا تو

حالا تو

از خودم خط کشیده ام تا تو / قطره ، من. رود ، راه. دریا ، تو

حالا تو

حالا تو
از خودم خط کشیده ام تا تو / قطره ، من. رود ، راه. دریا ، تو
دو نیمه
به بهانه ی دلهره های پاک همان یک جفت یاکریم که برای بقا ، چقدر اضطراب را تحمل می کنند ...

 

این دلهره... این دلهره...این دل...این دل

این شوق ، شبیه موج دور از ساحل   

این معجزه ی دو آب در یک دریاست

یک نیمه ی من عاشق و نیمی عاقل    

                    ***

یک خاطره از تو ، یک نفس با تو ، چه کم!      

آن عمر که بی تو بود بس ، با تو چه کم!

 با عشق تمام میله ها می شکند

راضی شده بودم به قفس با تو...چه کم!

                  ***

و گاهی هم ... 

این خط که مرا نمی رساند تا تو

بر موج صدا نمی نشاند با تو

من مشترکی همیشه در دسترسم

آسان به سلام می رسم ، اما تو ...

از بازگشت دوستان عزیزم، شاعران خوب همسایه (خانم محبوبه ابراهیمی و آقای سید ضیا قاسمی ) به وطنشان افغانستان ، چند روزی می گذرد  و به این بهانه هم:

از دوست به دوست گفتم پل بزنم

یک ذره به خورشید خدا زل بزنم

تو یک ساعت به شمس نزدیک تری

خوبست که یک سری به کابل بزنم

...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 2:46 توسط فریبا یوسفی |
آغاز - آواز


صبح روشنی خورشید نیست

روشنی خورشید بی وقفه است

صبح ، سهم تازه ی ماست از خورشید

رو به رویی ما با نور.

 

اکنون به احترام این کبوترها

که گوشه ی بالکن لانه کرده اند

و در رفت و آمدهاشان  

به زندگی شکل می دهند

برمی خیزم و به راه می افتم .



+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 1:20 توسط فریبا یوسفی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا